رو به روی من فقط تو بوده ای
از همان نگاه اولین
از همان زمان که آفتاب
با تو آفتاب شد
از همان زمان که کوه استوار
آب شد
از همان زمان که جستجوی عاشقانه ی مرا
نگاه تو جواب شد
روبه روی من فقط تو بوده ای
از همان اشاره٬ از همان شروع
از همان بهانه ای که برگ
باغ شد
از همان جرقه ای که
چلچراغ شد
چارسوی من پر است از همان غروب
از همان غروب جاده
از همان طلوع
از همان حضور تا هنوز
روبه روی من فقط تو بوده ای
من درست رفته ام
در تمام طول راه
دره های سیب بود و
خستگی نبود
در تمام طول راه
یک پرنده پا به پای من
بال می گشود و اوج می گرفت
پونه غرق در پیام نورس بهار
چشمه غرق در ترانه های تازگی
فرصتی عجیب بود
شور بود و شبنم و اشاره های آسمان
رقص عاشقانه ی زمین
زادروز دل
ترانه
چشمک ستاره
پیچ و تاب رود
هرچه بود٬ بود
فرصت شکستگی نبود
در کنار من درخت
چشمه
چارسوی زندگی
روبه روی من ولی
در تمام طول راه
روبه روی من تو
روبه روی من فقط تو بوده ای
محمدرضاعبدالملکیان
نوشته شده توسط حسنا در برچسب:, |

من خوبم.
خسته نیستم.
فقط نمیدانم چرا از نفس های بی تو دل زده ام!؟
حسنا
نوشته شده توسط حسنا در برچسب:, |

در کلاس روزگار
درسهای گونه گونه هست
درس دست یافتن به آب و نان
درس زیستن کنار این و آن
درس مهر
درس قهر
درس آشنا شدن
درس با سرشک غم ز هم جدا شدن
در کنار این معلمان و درسها
در کنار نمره های صفر و نمره های بیست
یک معلم بزرگ نیز
در تمام لحظه ها تمام عمر
در کلاس هست و در کلاس نیست
نام اوست: مرگ
و آنچه را که درس می دهد
زندگی است
فریدون مشیری
نوشته شده توسط حسنا در برچسب:, |

نیازهایم را درون قایقی کاغذی گذاشتم و به دریای سکوت سپردم.
وقتی برآورده نمی شوند همان بهتر به دست سکوت بسپارمشان.
جایشان امن تر خواهد بود، به یقین!
"حسنا"
نوشته شده توسط حسنا در برچسب:, |

التماست نمی کنم
هرگز گمان نکن که این واژه را
در وادی آوازهای من خواهی شنید
تنها می نویسم : بیا
بیا و لحظه ای کنار فانوس نفس های من آرام بگیر
نگاه کن
ساعت از سکوت ترانه هم گذشته است
اگر نگاه گمانم به راه آمدنت نبود
ساعتی پیش
این انتظار شبانه را به خلوت ناب خواب های تو می سپردم
حالا هم
به چراغ همین کوچه ی کوتاهمان قسم
بارش قطره ای از ابر بارانی نگاهم کافی ست
تا از تنگه ی تولد ترانه طلوع کنی
اما
تو را به جان نفس های نرم کبوتران هره نشین
بیا و امشب را
بی واسطه ی سکسکه های گریه کنارم باش
مگر چه می شود
یکبار بی پوشش پرده ی باران تماشایت کنم ؟
ها ؟
چه می شود؟
یغماگلرویی
نوشته شده توسط حسنا در برچسب:, |
![]()
دلم برات تنگ شده.
بهار اومد و من هنوز منتظر توام.
خوب میدونی چه اندازه برای سر گذاشتن روی سینت بیتابم!
صدا بزن مرا که صدای تو مرا بسیار بسیار بسیار خوب است.....
"حسنای تو"
نوشته شده توسط حسنا در برچسب:, |
هر وقت در فریب دادن کسی موفق شدی،
به این فکر نباش که او چقدر احمق بوده.
به این فکر باش که چه اندازه به تو اعتماد داشته...
نوشته شده توسط حسنا در برچسب:, |